تبليغاتX
مرصاد
جهان اسلام

بسم رب الشهدا و صديقين

1- از بي‌‌شرفي بعضيا بدجوري اعصابم خرد ميشه!

2- اصولا انتخابات و تبليغات انتخاباتي محمل مناسبي براي لگدمال شدن بسياري از ارزش‌هاست.

3- "بسيجي واقعي همت بود و باكري"

وقتي اين شعار در جريان انتخابات سر داده شد، تعجب كردم!
مگه كسي از اين موضوع شك داشت؟
حالا چرا فقط همت و باكري؟
چرا مثلا متوسليان و كاظم رستگار و باقري و بابايي و ... نه؟
مگه اونها بسيجي حساب نمي‌شوند؟
يا شايد هم بسيجي واقعي نبودند!
چرا اين جريان بر روي اسم باكري و همت تاكيد دارند؟
چه نسبتي بين اونها و باكري و همت هست؟
فهميدم كه هيچ نسبتي بين انها نيست بلكه نسبت واقعي بين آنها و خانواده باكري و همت هست!
4- در جريان انتخابات كه هر گروه و دسته‌اي به زمين و زمان چنگ مينداختن تا بتونن راي بيشتري براي كانديداي خود دست و پا كنن، اين وسط ارزش‌هاي زيادي لگدمال شد كه ازجمله مهمترين آنها شهدا و خانواده آنها بودند.
همان روزها كه افراد سعي مي‌كردند تا نظر مثبت خانواده شهدا را براي كانديداي خود جلب كنند و حتي برخي از اعضاي خانواده اين عزيزان نيز خواسته و ناخواسته با آنها همراهي كردند، مي‌شد فهميد كه نتيجه آن چه خواهد بود!
ديديم كه چطور مردمي كه عموما از سر ناآگاهي و كج فهمي شعار شهدا رو سر دادن، به خود اجازه دادن تا ارزشمندترين ميراث اين انقلاب كه شهيدان هستند را به بازي بگيرند كه در اين وسط شهيدان باكري و همت، به علت عملكرد خانواده‌شان از بقيه پررنگ‌تر شدند!
با مروري بر اخبار سايت‌هاي مختلف خواهيد فهميد كه چطور اين امر صورت گرفت.
خانواده يك شهيد از يك جريان و خانواده شهيدي ديگر از جريان ديگر حمايت مي‌كرد و همينها باعث مي‌شد تا مخالفان دو طرف هرچه كه لايق خودشان بود به شهيدان مخالف بگويند! و اين وسط چيزي كه پايمال مي‌شد، ارزش شهيد بود و كسي كه هيزم‌كش اين آتش بود خانواده برخي از آنها و رسانه‌هاي دوطرف بودند!
5- در جريان انتخابات خانواده برخي شهدا از يك جريان خاص حمايت كردند و كم كم اينگونه جا افتاد كه خود اين شهداي عزيز هم طرفدار آن جريان خاص هستند (البته اين امر در دو طرف صادق بود) بعد از آن، جنگ ميان مردم و شهيدان آغاز شد تا اينكه عده اي شعاري را ساختند كه بوي متعفن نفاق و رذالت از سراسر آن به مشام مي‌رسيد: "بسيجي واقعي همت بود و باكري!" و اين به خاطر آن بود كه خانواده اين دو شهيد بزگوار بدون توجه به فتنه‌اي كه تمام ارزش‌هاي شهيد را در خود مي‌بلعيد، بدون اطلاع و يا با اطلاع، بي‌پروا در اين مسير قدم گذاشتند و آنچه كه به آن توجهي نشد، ارزش شهيدان خودشان بود و به مرور كاري كردند كه نام شهيدان همت و باكري (و نه خانواده آنها) مترادف شد با مخالفت با جريان حاكم و تبديل شدن اين شهيدان به نمادهاي اپوزيسيون دولت!
6- آنچه موجب شد تا وبلاگ مرصاد اقدام به انتشار اين مطلب كند، خبري بود كه سايت تابناك (ارگان رسمي محسن رضايي) اقدام به انتشار آن از زبان به اصطلاح يكي از خوانندگان سايت خود كرد مبني بر اينكه:

عكس شهيد باكري را پاك كردند!

در متن اين خبر كوتاه آمده است:
يكي از بينندگان "تابناك" در پيامي مدعي شد:
مدتي است که عکس شهيد مهدي باکري را از کنار بزرگراه آيت الله صدر پاک کرده‌اند! اول به خودم گفتم: "بيا مثبت فکر کن. شايد مثل دفعه پيش مي‌خواهند عکسي بهتر به جايش بگذارند."
ولي خيلي وقت است که از پاک شدن عکس مي‌گذرد.
شما که ادعاي اهل جبهه بودن داريد، چرا هيچ نمي‌گوييد؟

خواندن كامنت‌هاي اين خبر هم خالي از لطف نيست و شايد مقايسه اين كامنت‌ها منظور من را بهتر منتقل كند:

* دليلي ديگر بر اين‌که: بسيجي واقعي، همت بود و باکري
* به اميد ظهور ولي حق (عج)
* من هم مثبت فكر مي كنند ولي اونهايي كه برداشتند مثبت فكر نمي كنند تا زماني كه شهيد ميتونه براشون مفيد باشه شهيدان خدائي هستند ولي وقتي ..... خدا هدايتمان كناد
* تابناک با اين نوشته ها فقط ذهن مردم مسموم مي کني
* امروز چيزي مثل شهيد عزيز باکري براي تابناک آب و ناني ندارد و البته اهميتي هم ندارد . اينها يک دکان باز کرده اند که در کنار پخش گزينشي اخبار و جذب مخاطب از راه نشان دادن تبليغ کاسبي کنند . اصولا تابناک يک سايت ارزشي نيست ! بلکه به نظر مي ايد برابر قانون تجارت اداره مي شود . باکري را بايد بچه هاي جنگ و آدمهاي شلمچه و بسيجياني که البته باتوم به دست نميگيرند گرامي بدارند .
* به زودي عکس شهيد همت هم پاک ميشود .واي بر ما .
* حتما به خاطر مصاحبه فرزند ايشان بوده
* اگه عکس مهدي باکري رو مي خواين ببينين بياين تبريز . همه جا پر هست از عکساش.
شما چرا اينقدر کوته فکري در مي آرين .
چون حالا از يه خيابون عکسش رو ورداشتن پس دليل بر اين ميشه که کل دفاع مقدس بايد حذف بشه؟؟؟؟
بابا يکم مثبت فکر کنين
* دوست عزيز آقا مهدي فرزندي نداشت
* 120 هزار شهيد مه شهيد باکري هم يکي از اون هاست توي وصيت نامشون با صراحت اعلام کردند پشت ولايت فقيه باشيد.بسيجي‌ واقعي‌ همّت بود و باکري.اينه بسيجيه واقعي
* آقايان حاکم چه ميکنند ؟ بعد از شهيدان باکري و همت نوبت کيست ؟ مطهري بهشتي و ....
* گناه مان زياد است از شهدا خجا لت
مي کشيم
* راست ميگه شما بايد كاري كنيد آقايون سپاهي قديم همسنگران باكري
* لطفا تابناک صحت وسقم قضيه را بررسي کند و به اطلاع شهردار محترم برساند
* تازه اولشه دوست عزيز.
همه چيز اين مملكتو دارن مي گيرن.
بايد خون گريه كرد.
* او يک بسيجي واقعي بود و يادش در دلها خواهد ماند .
* شهيد باکري نيازي به تصوير و مجسمه ندارد. مهم اين است که پيش پروردگار عزت دارد.
* vaghean motasef shodam.mikhan tarikho pak konan.ama fekr mikonin mishe؟؟
* يک روز که از خواب پا بشيم بيايم بيرون ميبينيم اسم اتوبان همت را هم تغيير داده اند
* مگه کسي جرأت داره چيزي بگويد؟ اونهم از جمع تابناکيها!!!!
* خيلي ناراحت شدم که نظر يکي از دوستان را خواندم که دليل برداشتن عکس شهيد باکري، مصاحبه فرزند ايشان بوده است. پس بايد همين روزها منتظر عکس العملي از سوي دولت عليه شهداي بزرگ انقلاب همچون شهيد بهشتي و شهيد مطهري باشيم که اگر ميبودند حتماً چون فرزندانشان از مخالفين اين دولت بودند.
* مدعي شد؟ عين روز روشن است،بسيجي‌ واقعي‌ همّت بود و باکري
* خيابان شهيد امير ابراهيمي که موازي پاسداران است هم تغيير نام داده اند.
* سايت تابناک لطفا يک عکس از ايشان در سايت بگذاريد تا بزرگ مردان در اذهان بمانند.
* خداوکيلي امروز داشتم رد ميشدم از اتوبان صدر که جاشو ديدم؛ اومدم خونه ديدم تابناک خبرشو گذاشته! احتمالا از فردا هم ميگن حق نداري بگي شهيد مظلوم بهشتي!
* اسمش مهمه که هست.
هست؟؟؟
* اول ببينيد كي برداشته بعدا فحش بديد ودلسوز بسيجي ها بشيد شايد كار شهردار اصلاح طلب باشد
* عکس شهيد همت نيز از بزرگراه همت برداشته شده!!!!
* البته اينکه شهرداري هر کاري بکند به اسم دولت تمام ميشود شکي نيست
* يکروزي دردنياهمه چيز پاک مي شود ولي در نزد خدا هيچوقت
* من هم مي گم بسيجي واقعي همت بود و باکري. روحشان شاد ! درود بر فرزندانشان که به خاطر امنيت جان ما بي پدر بزرگ شدند
* واقعا" بسيجي واقعي همت بود و باکري . شهيد باکري مي گفت ( البته فعل مي گويد صحيح تر است چون شهدا زنده هستند و نزد پروردگار خود روزي مي خورند ) : کسي که رو در روي ولايت فقيه بايستد ، بايد اعدام گردد .
ببينم جيگرش رو داري اين کامنت رو بزاري روي سايت يا نه !
* احتمالا چون همسرش در انتخابات طرفدار ........ بوده عکسش پاک کردن
* از اون مظلوم تر شهيد سرلشگر منصور ستاري هست که عکسشون رو از بزرگراه ستاري پاک کردن و....
* احتمالا چون همسرش در انتخابات طرفدار ........ بوده عکسش پاک کردن
* دوست عزيزي كه فكرمي كني شايدهمين روزا باخانواده شهيدبهشتي و...هم برخورد مي كنند،من هم فكرمي كنم غارآنجلس خيلي به شما خوش گذشته كه بي خبري مگه نمي دوني كه اين كارراكرده اند يعني دستگيري اعضاي خانواده شهيدبهشتي وتوهين به خانواده امام و...غار خوش بگذره
* سلام بر شهيدان وامام شهداء
اولا اينکه مطلبي که يکي از نظر دهندگان داده اند که احتمالا به خاطر مصاحبه پسرشان بوده بايد عرض کنم که شهيد مهدي باکري متاسفانه ويا خوشبختانه فرزندي از خودشان به يادگار نگذاشته اند.
دوما اينکه ياد وخاطره باکري ها وهمت ها در دل پاک تينتان بوده وخواهد بود .ونيازي به اين مطالب نمي باشد بنده با خوش بيني عرض ميکنم که انشاالله براي بازسازي عکس بوده وبس.
* روزي روزگاري برادران باکري را از سپاه اروميه اخراج کردند و همانها پس از شهادت آن دو انسان شريف چه اشک تمساح ها که نريختند. خداوند آن دو برادر (حميد و مهدي) و برادر سومشان (علي) را رحمت کند.
* دوست من اگه نمي دونيد بدونيد که مرکز نشر افکار و کتب شهيد بهشتي هم مدتي تعطيل بود. اينم از اين.
* جاي شهيد باکري توي دل ماست نه روي ديوار.مهم اينه که هيچوقت از دل ما پاک نميشن.
* فقط سازمان زيبا سازي شهرداري مي تواند چنين کاري کرده باشد و ربطي به دولت احمدي نژاد ندارد.
* اميد وارم تابناکي دوست داشتني روزي ننويسيد شهيد باکري را کشتند ويا مقام شهيد را ازش گرفتند يا بدتر بنويسيد ... (تورا خدا اين بار نظر يک رزمنده ي دوران جبهه وجنگ را بنويسيد حالا فرهنگي هستم )
* تور خدا يکي بگه چي داره بر سر ايران مياد . مگه اين افراد از ارزنده ترين شهدا نبودن . چرا دارن اين کارا رو ميکنن .
حقيقت به کلي گم شده ...
* چه اهميتي داره بذا پاك كنن! اصل اينكه از ذهن و ياد و خاطره مردم نره كه از وقتي كه يه عده سعي در محو كردن ياد بزرگاني چون شهيد باكري دارن چراغ ياد اونها در ذهن ملت هر روز روشنتر از قبل مي شه...يادشون گرامي راهشون پر رهرو....
* دوستان گفتن منم پارسال دانشجوي مشهد بودم در ديوارهاي کناري نرسيده به ميدان جهاد عکسي از صياد شيرازي نقش بسته بود که بعد از يک سال ابتدا عکس را محو کردند و بعد از آن نوشته روي ديوار را...
* ديروز فرزند شهيد بهشتي. امروز باکري. فردا علي مطهري ... پس فردا؟!
به راستي که انقلاب فرزندان خود را مي خورد.
* اولاً که همه بايد بفهمند که شهيدان متعلق به هيچ حزب و گروهي نيستند .
ثانياً اونايي که قبل از صحت خبر ( به خصوص اون خبري که توي تابناک پخش مي شه ) ، قضاوت مي کنند درواقع با زبان بي زباني بيان مي کنند که در چنين موقعيتي خودشون چه عکس العملي دارند.
ثالثاً اين کارا بيشتر از اونايي بر مياد که توي اين چند ماهه سعي مي کردند با شهيد سازي قلابي خودشونو بالا بکشند.
رابعاً هيچ گاه نبايد تفکرات يک شهيد را با تفکرات خانواده و بازماندگانش مقايسه کرد . چراکه :
پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد .

7- نام مهدي باكري فرمانده رشيد لشكر عاشورا در ايام دفاع مقدس كه پيكر خود را در دل آب‌هاي هور جا نهاد تا در عين گمنامي، نامدارترين سردار ايران باشد، بي شك از عزيزترين ميراث‌هاي ماست اما اينكه تابناك بيايد و خبر مرتوبط به پاك شدن عكس اين شهيد را پررنگ كند، با چه هدفي انجام مي‌شود؟

آيا آنها نگران پاك شدن عكس شهدا هستند؟

آيا مي‌خواهد بگويد كه مثلا يك جريان خاص اين كار را كرده چون با شهيد باكري خصومت داشته؟

چه آدم ابلهي بايد باشد كه چنين برداشت كند كه مثلا شهيد باكري موافق يا مخالف يك جريان خاص امروزي در كشور است؟
8- سايت تابناك بد نيست تا كمي شرافت به خرج مي‌داد و ميديد كه اين انقلاب "شهيد زدايي" مدتي است از سوي شهرداري تهران به رياست يكي از دوستان سابق همين شهدا (محمدباقر قاليباف) شروع شده و در اين اقدامات، عكس شهداي زيادي از جمله شهداي استشهادي سپاه پاسداران در خليج فارس (سه راه افسريه)، شهيد حسين فهميده (خيابان انقلاب)، شهيد بهشتي و قدوسي (خيابان سميه و ميدان امام حسين)، شهيد بختيار آقايي (اتوبان شيخ فضل الله)، زنان شهادت طلب فلسطين (خيابان مطهري) و ... بسياري از طرح‌ها و عكس‌هاي شهدا يا پاك شد و يا به بدترين شكل ممكن جايگزين شدند، اما پاك شدن عكس شهيد باكري كه يك خواننده تابناك!!! مدعي آن شده است، يك مرتبه گردانندگان اين سايت را از خواب بيدار كرد تا با القاي اينكه مخالفان شهيد باكري عكس او را پاك كردند!!! بتواند چند روز ديگر التهاب و هيجان را به جامعه برگرداند تا قدري بيشتر ارزش شهدا زير دست و پاي مردم لگدمال شود.

تصاوير شهداي استشهادي سپاه در نبرد با شيطان بزرگ در خليج فارس كه بعد از پاك شدن از روي ديوار به نحو ضايعي بازسازي شد!

بدون شرح!

تصوير شهيد حسين فهميده كه از زيباترين نقاشي‌هاي ديواري تهران بود! توجه كنيد: "بود"!

9- كمتر كسي است كه از علاقه شديد محسن رضايي (صاحب تابناك) فرمانده سپاه در ايام دفاع مقدس به شهيد مهدي باكري خبر نداشته باشد.

كاش اينقدر شرافت داشتند كه ارزش اين شهيد را اينگونه زير دست و پا له نكنند.
10- يكبار ديگر كامنت‌هاي اين خبر رو مرور كنيد...
رونوشت به:
- سايت تابناك و دكتر محسن رضايي
- خانواده‌هاي شهيدان باكري، همت، جهان‌آرا، رجايي، بهشتي، مطهري و...
- سردمداران حوادث قبل و بعد از انتخابات
- تمامي رسانه‌هاي كشور

همين

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 16:43  توسط مهدی بختیاری  | 

غزه و لبنان چیه؟

شما خری! نمی فهمی!

خیلی ها درفشانی های مودبانه جناب محتشمی پور در جوار حرم حضرت زينب (علیها سلام) را منتشر کردند اما با این حال دلم نیامد من هم از فیض انتشار این دو واحد کلاس اخلاق صرف نظر کنم. به راستی که خدا در کمین ستمکاران است . یک روز رییس جمهور مملکت را حرامزاده می خوانند و یک روز مخالفان خود را خر و بی شعور خطاب می کنند. مدعیان سبزی که پرچم ادبشان را چند ماه است بر سر خرد وکلان این مملکت می کوبند، بروند افتخار کنند که چنین بزرگان و  ادیبانی را در کنار خود دارند.این مطلب را از وبلاگ برادرم داوود آبادی به امانت گرفتم و عینا نقل می کنم ، فقط از طرف خودم این بیت را هم که سروده استاد علی رضا قزوه است هدیه می کنم به خوانندگان عزیز مرصاد:

هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود

هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

محتشمی‌پور که شدیدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان" حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره رفت.
محتشمی‌پور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.
خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.
این برخورد محتشمی‌پور نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.
لازم به ذکر است که علی اکبر محتشمی‌پور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان" را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
محتشمی‌پور از جمله افرادی است که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و سوریه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست "سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.
در هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمی‌پور همچون موسوی و کروبی، به سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان دیرین خود را بطلبد!


متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمی‌پور:

م ـ حاجی سؤال منو جواب می‌دید؟
محتشمی‌پور: اینجا جای دعا و ...
م ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم. انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون‌ وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد می‌زنن می‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین می‌زنین، من نمی‌تونم این تعارض رو حل کنم.
محتشمی‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمی‌فهمی.
م ـ من نمی‌فهم؟! من جوان جویای جوابم.
محتشمی‌پور: اگه شعور داشتی می‌فهمیدی.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمی‌پور: برو اون ‌ور ...
م ـ من موندم کروبی‌ای که زن شهدا رو صیغه می‌کرده ...
محتشمی‌پور: برو از کروبی بپرس.
م ـ چه فرقی داره؟ حضرت‌عالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
محتشمی‌پور: به تو چه ربطی داره؟
م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
محتشمی‌پور: تو ایران باهات صحبت می‌کنم.
م ـ شما اصلا جرات می‌کنی پات رو بذاری ایران؟
محتشمی‌پور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
م ـ ا، یعنی چی می‌گی خری؟
محتشمی‌پور: خب معلومه دیگه این جور که حرف می‌زنی همینه دیگه ...
م ـ جواب منو نمی‌دی؟
محتشمی‌پور: به تو جواب نمی‌دم.
م ـ آهان... همه‌تون همینید. اون میرحسین‌تون هم یک‌بار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
محتشمی‌پور: شما انسان هستی یا نیستی؟
م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم می‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط می‌کنم. چهار روز دیگه می‌ذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک‌ زمانی وزیر کشور بودی.
د: حاج‌آقا جلوی موج سبزی‌ها هم همین جوری صحبت می‌کنی؟ بهشون می‌گی خرید؟ شما که به مخالف خودت می‌گی خری، نمی‌فهمی؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال‌ کننده چطور حرف می‌زنید.
محتشمی‌پور: هر کاری می‌خوای بکنی بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
محتشمی‌پور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
محتشمی‌پور: شماها که می‌تونید همه کاری بکنید.
د: شما که بدتر از همه هر کاری می‌تونید بکنید. خدای این کارهایید.
محتشمی‌پور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داریم با شما.
محتشمی‌پور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
م ـ شما هم ...
محتشمی‌پور: اینترنت دارید...
م ـ اینترنت که مال ارباب‌های شماست. مال یو اس‌ آ ست.
د: مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گنده‌تر می‌خوایید؟ اون ها که دارن حرف‌های شما رو می‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز می‌پوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
محتشمی‌پور: شما که این‌ جور متهم می‌کنید ...
د: متهم نمی‌کنیم. خودتون می‌گید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو می‌دونی ...
محتشمی‌پور: شما هی فحش می‌دید ...
م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمی‌پور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
محتشمی‌پور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
محتشمی‌پور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام می‌دید؟
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمی‌شه ...
د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
م ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه، تیکه بزرگه‌ات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران دارن الواط بازی درمیارن.
د: دینت رو مجانی فروختی حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خیر کنه.
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)



+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 0:26  توسط مهدی بختیاری  |