به نام خدا
در ابتداي مطلب تذكر يك نكته را ضروري ميدانم
عزيراني كه وبلاگ مرصاد را پيگيري كرده باشند، ميدانند كه در اين وبلاگ سعي شده تا به دور از پرداختن به موضوعات بيارزش سياسي (خصوصا داخلي)، به مطالبي در خصوص جهان اسلام با مصاديق شهدا و آرمانهاي مقدس جهاني اسلام از جمله فلسطين پرداخته شود.
اين روزها نيز با نزديك شدن ايام انتخابات رياست جمهوري و داغ شدن برخي مسايل كه البته براي هركس ميتواند شيريني خاص خود را داشت باشد و براي من نيز، ولي باز ترجيح دادم تا ساحت مقدس اين وبلاگ را كه تقدسش به دليل شهدا و مجاهديني است كه در آن از آنها نام برده شده، به اين دست مسايل نيالايم، اما در اين روزهاي اخير كه بازار تبليغات براي كانديداها گرم شده و آنها از هر ترفندي براي كسب آراي ملت استفاده ميكنند، برخي افراد با دستاويز قرار دادن برخي ارزشها كه وبلاگ مرصاد در اين مدت سعي در احياي آنها داشته و با استفاده از فضاي ايجاد شده در ميان برخي جوانان، بيرحمانه به اين ارزشها ميتازند و با وارد كردن شبهاتي به اين مسايل دامن بزنند.
يكي از اين اظهار نظرها مربوط به جناب آقاي ميرحسين موسوي نخستوزير دوران دفاع مقدس است كه در اظهاراتي عجيب گفته است: «ما نميتوانيم به عزت مردم لبنان و فلسطين بپردازيم ولي عزت مردم خود را ناديده بگيريم.»(نقل به مضمون)
آقاي موسوي!
روزي كه اين اظهار نظر را از شما شنيدم، گفتم حتما منظورتان اين نبوده و يا رسانهها آن را درست منتقل نكردهاند و يا خيلي خوشبينانه اينكه شايد در جو انتخابات حرفي از دهانتان پريده و الان از آن پشيمان باشيد.
ولي وقتي در برنامههاي ديگر آن را تكرار كرديد و خصوصا در دانشگاه گيلان كه خود نيز حضور داشتم به وضوح ديدم كه در كليپي كه از شما پخش شد، اين جمله به عنوان يكي از شاهجملههايتان پخش گرديد و با تشويق بينظير حضار همراه شد و شما دم بر نياوريد ديگر ترديدي نكردم.

ميرحسين موسوي در سفر انتخاباتي خود در جمع دانشجويان دانشگاه گيلان
بايد به شما گفت كه آقاي نخست وزير دوران دفاع مقدس!
اولا چه كسي گفته كه ما عزت مردم خود را ناديده بگيريم كه حالا شما به عنوان ناجي عزت مردم چنين سخناني بر زبان ميرانيد؟
آقاي موسوي كه داعيه يار امام بودنتان گوش فلك را خراش داده!
در كدام سخن آن رهبر فقيد، عزت مردم ايران در برابر عزت مسلمانان ديگر عنوان شده كه حالا شما با اين حرف شبهه اي در اذهان پرورانديد كه حالا برخي باور كنند كه آيا براستي اين چنين است؟ اگر نه پس چه دليل دارد تا با مطرح كردن چنين شبههاي اذهان مردم را مشكوك كنيد؟
آقاي رييس فرهنگستان هنر!
ما مسلمانيم و مسلماني مرز نميشناسد كه شما بخواهيد تقسيم بنديمان كنيد.
آقاي نخست وزير سابق!
به صلاح نيست كه به سابقه خوب خود براي به دست آوردن چند راي ناچيز! اينگونه چوب حراج بزنيد و همكلام با كساني بشويد كه آن معلم بزرگتان تمام عمرش را با آنها جنگيد.
آقاي ميرحسين!
ما از رهبر كبيرمان ياد گرفتهايم كه از زدن حرفهاي حق و احقاق حقوق مسلمانان در مجامع بينالمللي نترسيم و ناراحت نباشيم كه زدن اين حرفها به تيريج قباي صاحبان قدرتهاي استكباري بربخورد و به قول شما در مجامع بين المللي با ترك جلسه آبرويمان را ببرند و اين چنين دنياي استكبار را به دشمني با خود ترغيب كنيم تا با صدور قطعنامه به ما فشار آورند.
آقاي موسوي!
نترسيد و نترسانيد!
با طرح موضوعي مانند هولوكاست و بيان جنايات زالوصفتان جامعه جهاني، كه به فرموده رهبر معظم انقلاب موجب شجاع شدن ملتها ميشود، اين نظام لطمهاي نخواهد ديد، هرچند تمام دنيا عليه ما صفآرايي كنند.

آقاي نخست وزير دوران دفاع مقدس!
اگر از بيان اين حرفها در مجامع بين المللي ناراحت ميشويد و معتقديد موجب دشمنتراشي عليه جمهوري اسلامي ايران ميشود، لطفا يقه بنيانگذار انقلاب اسلامي را بگيريد كه با يك جمله تمام دنيا را به مبارزه ميطلبيد!
تعجب ميكنم زماني كه در راس قدرت بوديد چرا در برابر اين دشمن تراشي آن مرد نايستاديد و امروز چگونه چنين جراتي پيدا كردهايد.
آقاي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري!
من در شان خود نميدانم كه جواب سخنانتان در بحثهاي انتخاباتي را بدهم هرچند همه آنها جواب دارند و در اصل حرف مهي نيستند جز پارهاي كليگويي ولي شما را دعوت ميكنم كه قدري به حرفها و مواضع گذشته خود رجوع كنيد.
آقاي ميرحسين!
در برخي سخنان خود گفتهايد هزينههاي بين المللي ما براي كشورهاي ديگر بايد در راستاي منافع ما باشد و اين را مشخصا در جواب دانشجويي گفتيد كه در گيلان از شما پرسيد: «نظرتان در رابطه با كمك ايران به كشورهايي مانند عراق و فلسطين و افغانستان چيست؟»
آقاي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام!
همگان اين حرف را قبول دارند ولي باز هم شما با اين سخن به ايجاد شبهه پرداختيد تا برخي از خود بپرسند: «آيا واقعا اين چنين نيست؟»
يعني آيا ما بدون هيچ نفعي به ملتي مانند ملت فلسطين كمك ميكنيم؟
هرچند به عنوان يك مسلمان كه پيامبرش فرمود: «اگر كسي فرياد مسلماني را بشنود و به ياري او نرود مسلمان نيست» معتقدم ما بدون چشم داشت بايد به ياري آنها برويم چون پيامبر هيچگاه نگفت به مسلماني كه كمك ميخواهد، اگر نفعي ميبريد، كمك كنيد. ولي حتما خود شما هم ميدانيد كه كمك كردن به مردم فلسطين يا لبنان كه شما عزت آنها را در مقابل عزت مردم ايران معرفي كرديد، چه منافعي براي ما دارد ولي براي تنوير افكار عمومي كه شما رندانه از آنها پنهان ميكنيد، مي گويم كه چه كسي است كه نداند اين مجاهدان مظلوم به نمايندگي از ماست كه در خط مقدم نبرد با شيطان ميجنگند؟
اگر اين جمله را از ما باور نميكنيد، پس برايتان ميگويم كه:
روزنامه لسآنجلس تايمز در روز 4 ژانويه 2009 مقالهاي به قلم يوسي کلاين هالوي و مايکل بياورن به چاپ رساند و در آن گفت: شواهد و قرائن نشان ميدهد كه حماس به نمايندگي از ايران در منطقه در حال جنگ است.
آقاي ميرحسين!
با سرپا بودن اين مردم رنج كشيده است كه اسراييل به سراغ ما نميآيد و اگر روزي خيال اسراييل از جانب لبنان و فلسطين راحت شود بيدرنگ خواهد آمد به سراغ ما!
پس چه نفعي بالاتر از اين براي شما سودجويان هزينههاي بين المللي؟
آقاي كانديداي رياست جمهوري!
من كاري به فضاي تبليغاتي و كثيف انتخابات ندارم كه در آن برخي افراد حرفهايي ميزنند كه شايد به آن اعتقاد قلبي ندارند و افرادي هم هستند كه اين روزها برايشان «يوم تبلي السرائر» است ولي به عنوان يك ايراني كه برنامههاي كانديداها را پيگيري ميكنم، از شما ميخواهم كه برنامههاي خود را در رابطه با مسايلي كه به دولت ايراد ميگيريد، ارائه دهيد و به صورت ارزشهاي ما پنجه نيندازيد، چرا كه ما اين مسايل را برنميتابيم!
همين
از موج خليج فارس بايد پرسيد
(قسمت آخر)
خليج فارس آن همه ماهي دارد كه ميشود دويست كشتي صيد صنعتي - از آن كشتيهايي كه ماهيها را دويست كيلو دويست كيلو در حلقهاي بزرگ و وحشتناك خويش هُرت ميكشند - سالي دويست ميليون ماهي دويست كيلويي بگيرند، اما كجاست آن شجاعت و توكل و عشقي كه يكي مثل «مهدوي» يا «بيژن گُرد» بر يك قايق موتوري بنشيند و به قلب ناوگان الكترونيكي شيطان در خليج فارس حمله برد؟ ميپرسد: «اين شجاعت و توكل و عشق به چه درد ميخورد؟» هيچ! به درد دنياي دنياداران نميخورد، اما به كار آخرت عشاق ميآيد، كه آنجاست دار حاكميت جاودانه عشاق...
(شهيد آويني)

فرازی از وصیت نامه شهید نادر مهدوی:
برادرانم اسلام عزیز احتیاج به جانبازی دارد بیایید تا خودمان را آماده جانفشانی کنیم.
پدر و مادر عزیزم امروز حسین زمان روح خداست و ما به ندای هل من ناصر ینصرنی خمینی کبیر لبیک گفته و پا به عرصه گذاشته ایم و اسلام را یاری می نمائیم. اینها می خواهند ما را بوسیله کشتن بترسانند ، اما اماممان چه خوب گفت: ما مرد جنگیم و از کشتن نمی هراسیم و مرگ را با جان و دل می خریم.
برای ما یکسان است که مرگ به جانب ما بیاید یا ما به جانب مرگ برویم.
***
فرازی از وصیت نامه شهید بیژن گرد:
پروردگارا ، معبودا ، من ناتوان تحمل کوچکترین زخمی را ندارم، چطور میتوانم عذاب تو را تحمل نمایم. امیدوارم مرا ببخشی و از گناهان من حقیر درگذری.
برادران حزب الله، راه شهدا را ادامه دهید و همواره پیرو خط امام و ولایت فقیه باشید از جمیع شما حلالیت می طلبم.
***
فرازی از وصیت نامه شهید غلامحسین توسلی:
حال با یاد خدا به جبهه می روم، نه برای انتقام، بلکه برای احیا راه دینم و برای تداوم بخشیدن به انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و تیری که به قلب دشمن رها سازم، بخاطر خداست، نه از روی خشم و این راه را من با آگاهی برگزیدم.
من این راه را انتخاب کرده ام، منتظر من نباشید، چون نرفته ام که زنده برگردم، رفته ام با کفر مبارزه کنم، بکشم و یا در راه خدا کشته شوم.
***
فرازی از وصیت نامه شهید نصراله شفیعی:
سلام برشما امت اسلامی ایران ، شما مردمی که ادامه دهنده راه امام حسین (ع) هستید ، شما که با ایثار جان و مال خود اسلام را یاری کردید.
امت مسلمان ایران پیام خون شهدا این است که امام را تنها نگذارید و همیشه یار و یاور باشید و این را بدانید که اگر شما خمینی را یاری کنید ، اسلام و رسول الله را یاری کرده اید و خدا را یاری کرده اید که «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم».
***
فرازی از وصیت نامه شهید مجید مبارکی:
امروز محرومان جنوب لبنان ، مسلمانان مظلوم فلسطین ، گرسنگان محروم افریقا همه چشم انتظار شما هستند ، شما باید امروز به معنای واقعی کلمه ، پاسدار انقلاب اسلامی ، نه در ایران بلکه در جهان و از سربازان امام زمان (عج) باشید.

***
سردار رشيد ملت ايران كيست
فرزند حسين، «نادر» دوران كيست
از موج خليج فارس بايد پرسيد
خنجر به ميان سينه شيطان كيست...
خنجر به ميان سينه شيطان (قسمت چهارم)
وقتی به اندامم نگاه کردم، لرزه بر تنم افتاد (قسمت پنجم)
بازجو بدون مقدمه پرسيد: نادر كيست؟ (قسمت ششم)
به خودم تلقين كردم كه نادر را نمي شناسم (قسمت هفتم)
همين