تبليغاتX
مرصاد
جهان اسلام

نكته اول اينكه: آدم بايد خيلي بدشانس باشه كه پسر سلمان رشدي از آب در بياد

ظفر رشدي فرزند ارشد سلمان رشدي مرتد
اما بعد...

سلمان رشدي كه معرف حضورتون هست؟

سلمان رشدي در سال 1969 وقتي تازه مي خواست وارد دنياي نويسندگي بشه با دختري از طبقه مرفه انگليس به نام «كلاريسا فورد» آشنا شد.

رشدي اون موقع جوان آس و پاسي بود كه آه در بساط نداشت به همين خاطر به همراه كلاريسا يه خونه اجاره كردن و به مدت 7 سال باهم به اصطلاح «هم خانه» شدند بدون اينكه ازدواجي در كار باشه

سلمان رشدي در كنار كلاريسا فورد، معشوقه اسبق و همسر سابق خود

ما كاري نداريم كه در مدت اين 7 سال چي بين اين دو نفر گذشته ولي تا آنجا كه ما خبر داريم اين دو در سال 1976 تازه با هم ازدواج كردند و سه سال بعد پسرشان كه همين «ظفر خان» باشه به دنيا آمد.


كلاريسا فورد، ظفر و سلمان رشدي


سلمان رشدي در كنار تولش

البته زندگي سلمان رشدي اونقدر كثيف و بعد از فتواي حضرت امام(ره) زجر آور شد كه هيچ كس توان ادامه زندگي با او رو نداشت. به همين خاطر زن ها يكي پس از ديگري ولش مي كردن و مي رفتن و به همين خاطر رشدي به بی بند و باری روي در روابط با زنان روی آورد که البته این خانوما هم نه اینکه عاشق قیافه چنش آور رشدی باشن، بلکه می خواستن تا از این طریق یه شهرتی به دست بیارن و بعدش برن دنبال کاسبی خودشون!


رشدي هنوز زن سومش رو طلاق نداده بود كه در سال 1999 با «پادما لاكشمي» هندي الاصل كه يك مدل و مجري تلويزيون ايتاليايي بود آشنا شد و 5 سال بعد(!) ازدواج فرمودند كه اندكي بعد اينم ولش كرد و رفت.

خلاصه داستان زندگي اين شواليه انگليسي هندي الاصل داستان تهوع آوري است كه قبلا در موردش نوشتم كه مي تونيد اينجا بخونيدش.

خوب همونطور كه قبلا گفتم خود اين جانور (ظفر رشدي) خيلي شناخته شده نيست ولي باباش كه همون سلمان رشدي مرتد باشه بسيار سرشناسه.


كي ميشه اين لبخند تهوع آور رو از رو صورت خوشكلش پاك كنيم...

البته وقتي اين مسابقه رو ميذاشتم فكر نمي كردم تعداد جواب هاي درست زياد باشه ولي جاي تقدير و تشكر داره كه افراد زيادي درست جواب دادن كه من حاضرم به همشون هديه اي رو كه قولشو داده بودم تقديم كنم. بالاخره وجود چنين جوونايي با اين اطلاعات موجب خرسنديه. هرچند بعضيا رندي كردن ولي عب نداره ماه مباركه و در رحمت خدا هم بازه بازه ما كي باشيم ...

فقط اين دوستان طي كامنتي كه براي ما ميذارن بگن چطور يهديه رو به دستشون برسونيم؟

نظرات رو فرستادم بالا

برخي هم نظرشونو به صورت خصوصي فرستادن كه جايزه اونا هم كه كم نيستن محفوظه خيالشون راحت.


بعدالتحرير
شبكه تلويزيوني بي بي سي اعلام كرده كه امسال و در بيستمين سالگرد صدور فتواي حضرت امام(ره) مستندي از زندگي رشدي پخش مي كنه.
عب نداره. بالاخره اينجا هم كساني هستند كه هميشه براي مقابله به مثل حاضرند...
همين
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 18:5  توسط مهدی بختیاری  | 

هفته‌نامه «شهروند امروز» در يكي از گفتگوهاي شماره هفته گذشته خود (10 شهريور 87) ظاهرا قرار بوده تا يك بار ديگر پاچه رييس دولت نهم را بگيرد اما اين بار از طريق ديگري وارد شد؛ تخريب شهيد رجايي!


گفتگو با فرزند شهيد رجايي بي گمان يكي از اجحاف هايي است كه در حق اين شهيد بزرگوار شده است. مصاحبه اي كه تلاش دارد تا با تحريف شخصيت شهيد رجايي تصوير اصلي اين شهيد بزرگوار را در اذهان جامعه مخدوش كند تا بلكه از اين طريق بتواند به هدف اصلي خود يعني تخريب رييس دولت نهم برسد.


فرزند شهيد رجايي در حالي پس از نزديك به سه دهه سكوت، دست به افشاگري عليه پدر مي زند(!) كه دولت نهم سعي دارد تا شهيد رجايي را به عنوان الگوي حكومتي و رفتاري خود قرار دهد.


در ابتداي اين مصاحبه به وضوح هدف اصلي نمايان شد. آنجا كه مي گويد: «برخي سياستمداران در تلاشند تا چهره‌اي شبيه به او (شهيد رجايي) در سياست از خود به نمايش بگذارند و خود را يك شبه ا‌شبه به رجايي معرفي كنند.»


فرزند شهيد رجايي كه به گفته خود در زمان شهادت پدر تنها ده ساله بوده و نمي توانسته خاطرات زيادي از پدر داشته باشد به اظهار نظرهايي در مورد پدر پرداخته كه قبول آن براي يك عقل سليم (و نه تنها براي يك دوستدار شهيد رجايي) بسيار سخت است.


وي در قسمتي از مصاحبه خود مي گويد: «(پدر) مجبور بود كه چنان ظاهري داشته باشد تا مردم به حرفش گوش كنند وگرنه كسي به سخنان يك چهره كراواتي گوش نمي‌كرد. وگرنه وقتي پدر شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند.»

 

 منزل رييس جمهور مكتبي رجايي كه به گفته پسرش به خاطر «رعايت شرايط آن زمان» آن را انتخاب كرد!!!

 

و يا اينكه: «ما بچه جنوب شهر نبوديم. ولي پدر شرايط روز را مي‌سنجيد. باباي من قبل از نخست‌وزيري آستين كوتاه مي‌پوشيد و به توصيه مشاورانش و براي رعايت شرايط آن زمان بود كه لباس آستين كوتاه نمي‌پوشيد.»

 

و يا «خانواده ما زندگي در خيابان عين‌الدوله را تجربه كرده بود و پس از اين تجربه بود كه ساده‌زيستي را انتخاب كرده بود. خانه ما از ابتدا در نازي‌آباد نبود. ما در باغ جواهري در خيابان ايران زندگي مي‌كرديم. محله‌اي كه البته اصالت و وجاهت مذهبي داشت. ساده‌زيستي آقاي رجايي انتخابي آگاهانه بود. اينطور نبود كه ايشان ذات زندگي‌شان همين باشد و راه ديگري جز ساده‌زيستي نداشته باشند.»

 

 اتاق منزل رييس جمهور مكتبي رجايي


اولين چيزي كه اين مصاحبه به خواننده القاء مي كند، «دو رويي» و «عوامفريبي» شهيد رجايي است.

از جملات مصاحبه كمال رجايي (پسر شهيد رجايي) اين بر مي آيد كه با اينكه شهيد رجايي خود از طبقه مستضعف نبوده (بنا بر گفته پسر ايشان) ولي براي فريب مردم كه فرزندش آن را «رعايت شرايط آن زمان» اعلام مي كند، دست به چنين كارهايي زده و تنها اداي مستضعفين را در مي آورده در حالي كه پسر ايشان ادعا مي كند كه «وقتي پد شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند.»

 

و اين يعني داشتن ظاهري مستضعف و باطني مرفه براي فريب مردم.


كمال رجايي در جايي ديگر مي گويد: «ما ساده‌زيست به اين معنا كه امروز ترويج مي‌شود نبوديم. ده ساله كه بودم پدرم مي‌خواست براي من موتور بخرد و مادرم به‌دليل خطرناك بودن مخالفت كرد.»

 

اين يكي ديگر از همان حرف هايي است كه هيچ عقل سليمي آن را قبول نمي كند. آخر يكي نيست به اين آقا بگويد امروز هم كسي براي فرزند ده ساله خود موتور سيكلت نمي خرد چه برسد به سال 60 و آنهم چه كسي ؟ شهيد رجايي!

 

رييس جمهور مكتبي رجايي در ميان اقشار مردم مستضعف


تصويري كه همسر و فرزند شهيد رجايي و البته شهروند امروزي ها كوشيده اند از شهيد رجايي به خورد جامعه بدهند، قطعا با معيارهاي امام و رهبري درباره ساده زيستي مسئولان نيز صد درصد در تعارض است و به خوبي مشخص است كه غبار حب و بغض ها آنقدر جلوي چشمان اينان را گرفته كه از تخريب اسوه‌هاي يك ملت درجهت اميال جناحي خود حيا هم نمي كنند.


البته اين گونه اظهار نظرها از سوي خانواده شهيد رجايي مسبوق به سابقه است.


پيش از اين نيزدر انتخابات دور هشتم رياست جمهوري همسر شهيد رجايي در حالي خاتمي را شبيه ترين فرد به شهيد رجايي معرفي كرد كه ريخت و پاش هاي دولت وي زبانزد خاص و عام بوده وهست و اين نشان مي دهد تا چه اندازه اين مادر و فرزند، شهيد رجايي را براي رسيدن به اهدافي كه بي گمان آبشخور آن جاي ديگري است، مصادره كرده اند.


گويا خانواده شهيد رجايي فراموش كرده اند كه همسر و پدرشان رييس جمهور يك ملت و متعلق به همه جامعه بوده است و تنها پدر خانواده رجايي نيست كه آنها بخواهند هر طور كه دوست دارند ايشان را براي ما توصيف كنند.


بايد تاسف خورد براي خانواده شهيد رجايي كه براي رسيدن به اهداف دون شان خود حاضرند تا چهره يكي از شريف ترين مسئولان نظام اسلامي و پدرشان را اينگونه لجن مال كنند.

 

اين است سرانجام فرزندان خميني...


البته كمال رجايي در ابتداي گفتگوي خود مي گويد: «اصلاً امروز نمي‌شود از رجايي صحبت كرد و بايد سكوت كرد. رجايي مصادره شد. امروز يك رجايي قلابي درست كرده‌اند كه به جوانان بگويند دنبال رجايي نباش، و ما هر چه از رجايي بگوييم مي‌گويند دروغ است. اگر ما از رجايي واقعي صحبت كنيم، جنگ و دعوا مي‌شود.»

من هم با كمال رجايي موافقم، حق با شماست، همان بهتر كه ساكت باشي...!

همين

جواب مسابقه "جانور شناسي" را هم تا چند روز آينده خواهم داد. البته جاي تقدير و تشكر دارد كه تعداد جواب هاي مثبت كم نيست.

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 18:30  توسط مهدی بختیاری  | 

این جانور کیست؟

زرنگ بازی درنیارید!

هرکس بتونه بگه این جانور کیه، جایزه خوبی می گیره، علاوه بر اینکه معلوم میشه از اطلاعات خوبی هم (البته در زمینه جانورشناسی) بهره می بره...

راهنمايي: عكس زير، اين جانور رو در كنار پدرش كه از حرومزاده‌هاي روزگاره نشون مي ده.

پدر اين جانور، آدم مشهوريه و جانور فوق الذكر، توله‌ي اون پدر حرومزادس.

ديگه راهنمايي نمي كنم...


به ۵ نفر از کسانی که درست جواب بدن هدیه خوبی می دم!

توجه: جواب ها، چه درست و چه غلط تا موقعی که جواب را بگویم نمایش داده نمی شود.

همین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 13:38  توسط مهدی بختیاری  |