
«يحيى عبداللطيف عياش» را بايد «اندرزگوى فلسطين» لقب داد. اين سرباز بى بديل حضرت رسول(صلواتالله عليه) طى مدت كمتر از ۵ سال به تنهايى خواب راحت را از ديدگان صهيونيستهاى اشغالگر قدس شريف ربود و تبديل به كابوس دولت مجعول يهودى شد. او مانند ماهى از چنگال دستگاههاى امنيتى عريض و طويل رژيم صهيونيستى مىلغزيد و چون شبحى دست نيافتنى خود يا همرزمانش را به سلامت از زير چشمان ماموران امنيتى اسراييل مىگذراند و به اهداف مورد نظرش مىرساند. هر روز گريم و پوشش خود را به نحوى تعويض مىكرد كه قابل شناسايى نبود و به راحتى مقادير متنابهى سلاح گرم و مواد منفجره قوى را در سرزمينهاى اشغالى جا به جا مىنمود. ايران اسلامى تنها يك نفر را در سابقه تاريخى خود دارد كه از چنين توانمندى نبوغآميزى برخوردار بود و او كسى نيست جز شهيد «سيد على اندرزگو». تنها يك تفاوت عمده ميان سيد على اندرزگو و يحيى عياش وجود دارد. اندرزگو سالها در كشورى به وسعت ايران و با تنوع جغرافيايى فراوان به تعقيب و گريز از چنگ مزدوران رژيم پهلوى مشغول بود؛ ضمن اينكه امكان سفر به كشورهاى همسايه را در زمان احساس خطر داشت و از سوى ديگر اكثريت اطرافيان و مردمش نيز با او يك دل و همراه بودند؛ اما يحيى عياش در كشورى با وسعتى كمتر از استان آذربايجان غربى و تحت اشغال كه علاوه بر عوامل دستگاههاى امنيتى رژيم صهيونيستى و دولت خودگردان عرفات، جاسوسان خودفروخته در لباس برادر و همشهرى نيز در آن مثل مور و ملخ در تكاپو بودند مبارزه مىكرد و پنهان مىشد. او در چنين وسعت و چنين فضايى بود كه طى ۵ سال چونان صاعقه بر ستونهاى امنيتى اشغالگران فرود آمد و تبديل به اسطورهاى فراموش نشدنى و سردارى افسانهاى شد. هنوز هم پس از صدها عمليات شهادت طلبانه كه طى انتفاضه دوم انجام گرفته است، براى مجامع بينالمللى و مقامات صهيونيستى هيچ نامى، ترسآورتر از نام يحيى عياش نيست. مردى كه به تنهايى مسوول كشته و مجروح شدن نزديك به ۵۰۰ اشغالگر صهيونيست بود و سرانجام نيز نه از دشمن كه از خائنين و از پشت خنجر خورد. یاد و خاطر اين سردار شهادتطلبان را گرامى داشته و مطلب زير را به ادامه دهندگان راه او تقديم مىكنيم...
قابل توجه کسانی که می گن ما بی ادبیم!
دیدید که راست گفتیم!؟


به زودی!
متن کامل زندگینامه، شرح عملیات ها و نحوه شهادت مهندس "یحیی عیاش" به همراه عکس های منحصر به فرد...
صلاح شحاده بعد از یحیی عیاش غول شهادت طلبان فلسطین است.
از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ این آدم ده ها عملیات شهادت طلبانه علیه اشغالگران صهیونیست طراحی و هدایت کرد. (باید دوباره از جمله "در آوردن شلوار اسراییلی ها" استفاده کنم)! الحق که چیزی جز این جمله حق مطلب را درباره کارهای این مردان مردستان ادا نمی کند.
به قول "رضا مارمولک" جناب صلاح شحاده "خواهر صهیونیست ها را به ازدواج خودش در آورده!"
کار به جایی کشید که اسراییلی ها برای خلاص شدن از "کابوس صلاح شحاده" در سال ۲۰۰۴، از یک جنگنده فوق مدرن "اف-۱۶" و یک بمب یک تنی استفاده کردند.
همراه صلاح شحاده تمام خانواده اش و حدود ۱۰ نفر از همسایگانش از جمله یک کودک ۳،۴ ماهه به شهادت رسیدند.
صلاح شحاده، یحیی عیاش، و محمد ضیف سه بنیانگذار یگان های "شهید عزالدین قسام"، شاخه نظامی جنبش "حماس" بودند. محمد ضیف هنوز زنده و در حال در آوردن شلوار صهیونیست هاست!
عکس پایینی مربوط به سال ۱۳۸۱ شمسی است. و صلاح را می بینید که برادرزاده اش، "بلال شحاده" را عازم عملیات استشهادی می کند.
از عملیات استشهادی بلال عکس های خوبی دارم که بعدا براتون می ذارم!

آقا! یه چیزی بگم؟
اینا عجب حالی کردن!!!

این حاجی که می بینید عشق همه مجاهدهای بین المللی جهان اسلامه!
اولین فرمانده سپاه لبنان!
سرور و سالار همه پاسدارا و بسیجیا:
حاج احمد متوسلیان!
در ضمن فتح خرمشهر هم کار همین آقاست!
از قضا این یکی هم تو در آوردن شلوار اسراییلی ها استاد بوده، اما یه مشت مسیحی کو.. نشور! به فرماندهی یه کچل حرومزاده به اسم سمیر جعجع! قاطی ماجرا شدن و خودشونو برای اسراییلی ها چ... کردن و حاجی رو تو لبنان به همراه سید محسن موسوی، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان گرفتن و کشتن (البته بعضیا میگن تحویل اسراییلیا دادنشون) اما مهم نیست . حاجی لیاقت شهادت رو داشته و ایشالا همراه آقامون تو یکی از اون ۳۱۳ نفر برمیگرده و دوباره شلوار هرچی صهیونیست رو در میاره!

این کچله همون سمیر جعجعیه که گفتم!

فرمانده شهادت طلبان جنبش "جهاد اسلامی فلسطین" در شهر "جنین".
طراح و هدایت کننده بیش از ۳۰ عملیات استشهادی در جریان انتفاضه الاقصی.
یه چیزی تو مایه های همون یحیی عیاشی که قبلا براتون گفتم! از اون آدمایی که شلوار هرچی اسراییلی بوده کنده!
ارتش رژیم صهیونیستی تنها برای دستگیری یا قتل او، دست به حمله گسترده به شهر جنین زد.
"محمود طوالبه" و همرزمانش پس از چند روز نبرد تن به تن، سرانجام در محاصره صدها سرباز اسراییلی به شهادت رسیدند.
این مرد کابوس ساواک و شهربانی حکومت پهلوی است.
سید علی اندرزگو معروف به "شیخ عباس تهرانی"، نزدیک به یک دهه تمام سیستم امنیتی حکومت پهلوی را مسخره خود کرد و در پایان هم داغ زنده دستگیر شدن را به دل شکارچیانی که سال ها به دنبال او بودند گذاشت.
سید علی در جریان اعدام انقلابی نخست وزیر پفیوز پهلوی، "حسنعلی منصور"، مستقیما شرکت داشت و توانست به موقع جیم بزند و ساواکی ها را در خماری بگذارد.
یکی از فرماندهان شهربانی در گزارش خود پیرامون شیخ عباس تهرانی، نوشته است:
"این آدم بیخ گوش ما براحتی خوردن یک لیوان آب، اسلحه وارد کشور می کند!"
سید علی که رابط گروه های اسلامگرا با گروه های مبارز خارج از کشور مانند "فتح" بود، هر زمان که اراده می کرد از کشور خارج می شد و هر زمان که می خواست به کشور بازمی گشت و حکومت پهلوی هیچ گ.. نمی توانست بخورد! او مانند ماهی از میان پنجه های مثلا قدتمند ساواک می لغزید و در مدت کوتاهی کاملا ناپدید می شد.
او یکی از معدود کسانی بود که از حضرت امام مجوز استفاده از وجوهات شرعی برای هزینه مبارزات را داشت.
توانایی اندرزگو در تغییر چهره طوری بود که هیچ کس از ماموران امنیتی چهره واقعی او را نمی شناخت.
سید علی اندرزگو سرانجام در تاریخ 12 آبان ماه 1356 مصادف با هجدهم ماه رمضان، به دلیل اشتباه یکی از دوستانش بر سر قراری سوخته، به دام ماموران ساواکی که مدتها در کمینش بودند افتاد و با زبان روزه و بعد از نابود کردن مدارک همراهش در خیابان ایران به شهادت رسید تا باز هم سیستم عریض و طویل امنیتی ساواک را در کف زنده دستگیر شدن بگذارد.
در پایان چندتا از عکس های به جا مانده از این "مرد هزارچهره انقلاب اسلامی" را برایتان گذاشتم، چه کسی باور می کنه همه اینها یک نفر باشه!؟

